منوی سایت
آدرس کانال تلگرام

.در کانال تلگرام با ما همراه باشید

جمله روز

هیچ کس نمی تواند به عقب برگردد و از نو شروع کند؛ اما همه می توانند از همین حالا شروع کنند و پایان تازه ای بسازند

تقویم
سه شنبه 17 تیر 1399 12:52 ب.ظ
اختلال وسواس فکري عملي در کودکان به صورت تفکرات مزاحم و تکرار کليشه وار رفتارهاي خاصي بروز مي کند که موجب نگراني آنان مي شود. اين گونه افکار ناخواسته بوده و هميشه مزاحم و ناراحت کننده هستند. رفتار و عادت هاي وسواسي، اعمالي هستند که کودک آن ها را بارها و بارها تکرار مي کند. اين افکار نه تنها خوشايند نبوده بلکه مفيد هم نيستنددر بسياري از موارد، وسواس در کودکان همانند بزرگسالان است ولي غالبا تشخيص و درمان نمي شود. چنان چه اين وسواس درمان نشود، نه تنها باعث ناراحتي و استرس بيشتر کودک شده بلکه ممکن است موجب اختلالاتي در امور تحصيلي، روابط طبيعي اجتماعي و رشد عاطفي وي شود. وقتي وسواس کودک بسيار شديد باشد، دوستان و همکلاسي هاي او علائم و نشانه هاي وسواس او را به سخره گرفته و باعث گريه و آزار او مي شوند. عاقبت کودک منزوي و از مدرسه گريزان مي شود. دانشمندان هنوز علت واقعي وسواس را به طور کامل کشف نکرده اند و مانند ساير بيماري هاي رواني، تحقيقات زيادي بايد در اين زمينه انجام شود تا علت واقعي اين نوع بيماري ها آشکار گردد. وسواس نتيجه ترکيب عوامل مختلف زيستي(ژنتيک)، رواني و اجتماعي استدر فردي ممکن است علل عمده اين بيماري، عوامل زيستي(ژنتيک) باشند، در حالي که در فرد ديگر، ممکن است عوامل رواني يا اجتماعي باشند. به عنوان مثال، ممکن است پسر جواني در مقابل عفونت گلو مصونيت کمتري داشته باشد و اين امر باعث به وجود آمدن علائم و نشانه هاي وسواس شود که در اين صورت مي توان گفت اين فرد به طور زيستي آسيب پذيرتر بوده است. در حالي که يک زن ممکن است علائم و نشانه هاي وسواس را بعد از يک واقعه تجاوز جنسي کسب کرده باشد که در چنين حالتي مي گوييم عوامل رواني در ايجاد وسواس دخالت داشته اند
افکار وسواسی

نگرانی زیاد درباره رخ دادن اتفاق بد و ناگوار، تکرار کردن کلمات یا عبارات، عدم اعتماد و خودناباوری، تمیز کردن بیش از حد، تکرار چک کردن ها، شستن مرتب دست ها، کندن مو یا پوست، تعدادی از این افکار وسواسی هستند.
افکار و عادت های وسواسی می تواند برای بچه ها بسیار آزاردهنده باشد و باعث استرس و نگرانی آنها شود. گاهی افراد از دلیل وسواس، عادت ها و افکار تحمیلی خیلی آگاه نیستند اما اغلب می ترسند که اگر این عادت را ترک کنند اتفاق بدی رخ دهد یا کنترل ذهنشان را از دست بدهند
مطالعات نشان می دهد که از هر صد کودک یک نفر مشکل وسواس و عادت های وسواسی را تجربه کرده است. گرچه این مشکل بیشتر برای کودکی به وجود می آید که معمولا یکی از اعضای خانواده اش با این مشکل روبرو استبچه هایی که استرس دارند یا زندگی شان با تغییرات بزرگ و ناگوار مثل استرس امتحان، اختلافات خانوادگی، انزوای اجتماعی یا مصیبت بزرگ همراه بوده است بیشتر دچار مشکل وسواس می شوند. معمولا این کودکان خیلی نگران و آشفته هستند ومی ترسند دیگران فکر کنند آنها دیوانه اند
-
شايع ترين نشانه هاي رفتارهاي وسواسيشناخت علائم و نشانه هاي اين اختلال در اغلب کودکان وسواسي قدري مشکل است؛ زيرا بچه ها قادرند خيلي ماهرانه افکار و رفتارهاي وسواس گونه خود را مخفي نگه دارند. گاهي نيز والدين توانايي کشف افکار و اعمال وسواسي آن ها را ندارند. به طور کلي رايج ترين افکار و رفتار وسواسي کودکان عبارتند از: ترس از گرد و خاک و عفونت و بيماري که با شستشوي وسواسي همراه شود، از جمله شايع ترين نشانه هاي رفتار وسواسي است. افکار وسواسي هراس از کثيفي و عفونت ها و نيز اعمال وسواسي است که با شستشوي فراوان و نامتناسب همراه است.ترس از کثيفي و عفونت، اغلب در هر دو گروه دختران و پسران مشاهده شده است. به عنوان مثال وقتي که يک کودک و يا نوجوان هر ۱۰ دقيقه يک بار و يا به دفعات مشخصي در روز(متجاوز از ۱۰۰ مرتبه يا بيشتر) دستش را بشويد، اگر با وجود عادت هاي وسواسي در شستشو، از اين گونه اعمال بر حذر داشته شود، شديدا احساس ناخوشايندي کند و يا رفتار خشني از خود بروز دهد، مبتلا به وسواس است. بعضا شستشوي وسواسي چنان شديد مي شود که به خشکي مفرط پوست دست و پا، حساسيت و پوسته شدن و حتي کنده شدن پوست بدن و نهايتاً مشکلات جدي تر مي انجامد. دومين نشانه شايع از علائم وسواس، چک کردن هاي مداوم است. کودکي که از علائم وسواس به صورت چک کردن در عذاب است، به طور مداوم و بکرات موارد خاصي را چک مي کند. به عنوان مثال، هر ۵ دقيقه يک بار به در منزل سر مي زند تا مطمئن شود کاملا بسته است و يا اطمينان يابد که پدر و مادرش در منزل هستند. بعضي از اين کودکان به علت داشتن علائم وسواسي ممکن است ساعت ها پشت در بايستنديکي ديگر از انواع شايع افکار وسواسي به بيماري و مرگ مربوط مي شود. به افکار وسواسي در ارتباط با بيماري، غالبا ماليخوليا گفته مي شود که کودک همواره فکر مي کند به نوعي بيماري مبتلا است. کودک در ذهن خود به بررسي اين افکار مي پردازد و هر قدر که سعي مي کند در مقابل آن ها مقاومت کند، متاسفانه موفق نيستتمايل به پاکيزگي و نظم. نياز به ايده آل بودن در بسياري از کودکان خصوصا در مراحل خاصي از رشد ديده شده ولي اگر اين تمايل تقويت و يا در آن زياده روي شود، مي تواند نشانه اي از وسواس باشد که تصحيح چندين و چند باره تکاليف شب و يا غلط گيري و پاکنويس کردن مکرر يک نامه نمونه هايي از اين رفتار استبعضي از کودکان مبتلا به وسواس نظم، تمايل زيادي به نظم بخشيدن به امور دارند؛ مثلا همه وسايل اتاق بايد در مکان خاصي و با نظم مخصوصي قرار گرفته باشد.پاره اي از کودکان مبتلا به شمارش هاي وسواسي اند، مانند شمارش يک عدد خاص، شمارش با فواصل معين، شمارش ضمن حرکت. به عنوان مثال کودک احساس مي کند بايد تمام پنجره ها و يا منازل را در طول مسيرش بشمارد.
اين نوع شمارش چنان وسواسي است که اگر کودک شک کند آيا بدرستي شمارش را انجام داده يا خير، بايد مجددا از ابتدا شروع به شمردن کند. پاره اي از کودکان با علائم وسواس، تصاوير ذهني ناخواسته و مزاحمي از صحنه هاي خشونت و زشت دارند. غالبا اين افکار آن چنان آشفته و بي ربط هستند که دوستان يا والدينشان بندرت به صحبت ها و افکار آن ها گوش مي دهند.کندي وسواس بيشتر در بزرگسالان مبتلا به وسواس و بندرت در کودکان ديده شده است که اين عارضه بيشتر در ارتباط با ناتواني در تصميم گيري امور حتي مسائل روزمره ساده باشد. به عنوان مثال کودک و يا نوجوان مبتلا در مورد اين که آيا لباس قرمزرنگ را بپوشد يا آبي رنگ را دچار سردرگمي شده و در نتيجه در تصميم گيري فلج مي شود. تحقيقات نشان داده که اکثر کودکان فقط رفتار وسواسي دارند و افکار وسواسي در آن ها ديده نشده در حالي که احتمال عکس اين قضيه در بيماران بزرگسالبيشتر است. به هر حال همه کودکان هميشه يک نوع علامت وسواس را ندارند و علائم در کودکان، متفاوت است

اهميت شناخت اوليه اگر در همان مراحل اوليه که بيماري کودک(وسواس) شناخته شد تحت درمان قرار گيرد، خيلي بهتر است. در غير اين صورت، آداب رفتاري و رفتارهاي اجتنابي، فرصت رشد کردن خواهند داشت و در نتيجه وسواس به ديگر قسمت هاي زندگي فرد گسترش مي يابد
گفتني است نيمي از افراد بزرگسال مبتلا به اين اختلال، در کودکي نيز اين ناراحتي را داشته اند. وسواس معمولا بر اثر گذشت زمان تغيير مي کند. کودکي که وسواس شستن دارد، وقتي بزرگ تر مي شود ممکن است وسواس کنترل کردن نيز داشته باشد.دقيقا نمي دانيم چرا در دوران کودکي اين علائم در بعضي از افراد دوره اي و در بعضي ديگر مزمن و دائمي هستند. آن چه ما بخوبي مي دانيم اين است که شناخت و درمان آن در مراحل اوليه، نتايج بسيار مفيدي به بار مي آورد، به طوري که فرد را در بزرگسالي از شر آن خلاص مي کند. در واقع تشخيص وسواس در کودکان همانند تشخيص آن در بزرگسالان است، با اين تفاوت که کودکان نسبت به موقعيت و شرايط خود چندان آگاهي ندارند. کودکان برخلاف بزرگسالان نمي فهمند وسواس آن ها غيرمنطقي يا نتيجه يک بيماري است.(اگر چه کودکان اين رفتار خود را احمقانه و غيرضروري مي دانند

 چه زمانی رفتارهای وسواسی بیمار ی تلقی می شود؟تکرار بعضی از اعمال مانند چک کردن و انجام بعضی از آداب و یا کندی در بعضی از کارها ممکن است برای هر فردی پیش بیاید، هنگامی که شدت نشانه ها طوری باشد که در زندگی طبیعی و کارکرد فرد اختلال ایجاد کند باید به عنوان یک بیماری جدی تلقی شود.
در کودکان بروز رفتارهای وسواسی ممکن است موقتی و در پاسخ به تنش محیطی یا یک موقعیت استرس زا باشد، در اینصورت به تدریج نشانه ها کمرنگ شده و خود به خود از بین می رود. اما در صورتی که نشانه ها دوام پیدا کند، سبب اختلال تعامل اجتماعی، بازی و شادکامی کودک می شود و خود انگیختگی و خلاقیت کودک کاهش پیدا می کند. در اینصورت باید نشانه ها جدی گرفته شود و با درمانگر متخصص کودک مشورت شود.
چگونه بفهمیم کودک یا نوجوان ما دچار افکار یا رفتار وسواسی شده است؟
آیا آنها وقت زیادی برای انجام کار عادی صرف می کنند: مثل شستن دست یا لباس پوشیدن؟آیا آنها وقت زیادی برای انجام تکلیف مدرسه صرف می کنند؟آیا آنها وقت زیادی برای شروع یک کار صرف می کنند؟آیا آنها کار خود را چند بار چک و بررسی می کنند؟آیا نگران مرتب کردن و گذاشتن اشیا سر جای خود هستند؟آیا آنها رفتارخاصیرا خیلی تکرار می کنند مثل لمس کردن کلید برق یا دسته در؟آیا آنها بیش از حد به اعداد و کلمات توجه نشان می دهند؟آیا به نظم و تقارن خیلی اهمیت می دهند؟
به خودتان فکر کنید.ممکن است تشخیص این رفتار از سوی افراد نزدیک کودک دشوار باشد. اگر تنها به احساسات خود (خشم، ناامیدی و ...) واکنش نشان می دهید ممکن است نتوانید به فرزندتان کمک کنید. بهتر است احساس و افکار ناامیدکننده را از خود دورکنید.


گردآورنده: مرجان ترکی- کارشناس ارشد روانشناسی بالینی